تاریخ : 1388/11/18 21:9 | ارسال به ایمیل | نسخه چاپی
بنا به اعلام روابط عمومي كانون شيفتگان حضرت قائم (عج) استان بوشهر مسابقه بزرگ گلواژه هاي ارادت با موضوع بيان زيباترين جمله تبريك به حضرت ولي عصر (عج) به مناسبت سالروز آغاز امامت آن حضرت ويژه دانش آموزان برگزار مي گردد . علاقمندان مي توانند در ذيل همين متن جملات زيباي خود را ارائه دهند .تا درجشن سالروز آغاز امامت كه روز 5/12/88 بعداز نماز مغرب و عشاء در مهديه حضرت امام (ره ) بوشهر برگزار مي گردد به بهترينها جوائز ارزنده اي اعطا گردد.
براي شركت در اين مسابقه از طريق سايت كه تا تاريخ 28/12/88 فرصت وجو دارد ؛ ضمن قيد نام و نام خانوادگي و نام پدر ؛ سال تحصيلي و نام شهر و استان ؛ ذكر شماره ملي و يك شماره تماس الزامي است .
اسامي برگزيدگان پس از برگزاري جشن اعلام خواهد شد.
عید واقعی ما نهم ربیعالاول است، چرا که خرسندیم بهترین انسان، امامت و هدایت را به عهده گرفته است. باز بهار آمد. یک بهار دیگر یک بهار بدون تو. عجیب است، نه! اما کار ما آدمها شده، شمردن بهارهای زندگیمان. بهارهایی که هرکدام میآیند و میروند بدون تو. دلم برای بهار، برای گیسوی پریشانش، برای چشمان آبیاش، برای پیشانی بلندش، برای دستهای سخاوتمندش، برای قلب آسمانیاش، برای صدای مهربانش، برای اندیشه سبزش، برای شکوفه سکوتش، برای بردباری باشکوهش، برای ترانه گامهایش، برای جامه سپیدش، برای خودش، تنگ شده است. دل من برای فردایی که بهار میآید و برای بهاری که فردا میآید، تنگ شده است. ای آغاز و پایان بهار من. ای تنهاترین بهار من. نمیدانم چند بهار دیگر را باید بشمارم تا تو بیایی. نمیدانم چند بهار دیگر را باید توی تقویم خانهمان خط بزنم. نمیدانم چند بهار دیگر را باید جشن بگیریم، بدون تو. اما آرزو میکنم که ای کاش این بهار آخرین بهار من باشد؛ آخرین بهار من، بدون تو!
وب : || ایمیل: iman1388@gmail.com
ای گل نرگس! همه هستىام را كه ذرهاى از لطف بىنهایت اوست، خاك قدمت كردم، شاید بیایى و نفسى بر این خاك تیره ، پاى عنایت گذارى.آن گاه است كه چشمان همیشه منتظر نرگس، توتیایى خواهد یافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نماید. اى مهربانترین! ببین كه از اشك، سرشارم؛ ببین كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مىزند؛ببین كه دستان نیازمندم، جز در آستانه تو، رنگ اجابت را نمىیابد... پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را كه در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران كن. اى جانان جان! از فیض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مىتپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است. ترنم عاشقانهترین كلاممان، موسیقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مىزند و آهوى عاشقى را چابك تر از همیشه به هر سو مىبرد. اى همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جادههاى سرد انتظار، ره مىپیماییم. شاید آینه اشكمان نیم نگاهى از رخ مهتابىات را حسرت به دل نماند. اى سرخترین سپیده! مهر خونین چشمانمان در انتظار صبح صادق دیدار توست كه هر بامداد سر بر مىكند، تا شاید دراین بىنهایت اندوه، نشانى از تو بجوید، كه بى تو راه گم كردگانیم در این حیرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه دیدار توایم و سال هاست كه جز سراب هزار رنگ دنیا، اجابتى به خود ندیدهایم. بیا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است. در رؤیایىترین شب هاى دل، نام تو آذین تنهایی هاى بىپایان ماست. اى بهترین همیشه و اى همیشه بهترین! انجماد ذهن خسته من، شعاعى از تو را مىخواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبریز كند. اى تمام زیبایى! عشق تنها با تو معنا مىشود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست. تو جانى و همه خوبی هاى عالم، كالبد. تو بهارى و همه فضیلت ها، چون شاخههاى تودر تو، تو را انتظار مىكشند. ای گل غایب از نظر!هیچ دلی نیست كه نام مبارك تو را همچون گنجینه ای گران بها ، در خود ، جای نداده باشد. هر درختی، وقتی با نسیم زمزمه می كند ، دعای عهد را می خواند.هر كوهی، از آن روی مستحكم و پابرجاست كه تو را مركز ثقل زمین و مایه ی دوام آسمان می داند. هر دریایی، با ذكر نام و یاد تو، بی كرانه می شود. ای نور مطلق !خوشبوترین گل های دنیا، رایحه ی وجود تو را وام دارند.اگر خورشید، بر جهان و جهانیان، نور می باراند، از فیض حضور تو در آسمان ها و زمین است.اگر ماه، جاده ی زندگی را نقره گون و زیبا می سازد، به یمن بركت و صفای وجود توست.اگر زمین، اجازه می دهد كه بشر، زین بر پشتش نهد و از مزایایش بهره برگیرد، همه و همه به خاطر وجود توست.اصلا همه ی هستی، بی حضور تو، بیغوله ای بیش نخواهد بود.اگر تو نباشی، ای حجت خدا، ما همه در كام زمین فرو خواهیم رفت و اثری از ما، در زمان باقی نخواهد ماند.گردش منظم افلاك، حركت انسان، رشد گیتی، رنگ و بوی گل و گیاه، برپایی دنیا، صفای دل ها، وجود هر چه مهر و وفا، همه و همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو، با ظهورت، كاملتر می شود و كهكشان زندگانی را زیباتر و پربارتر می سازد. اى آبرومند نزد خدا! خورشيد مهربانى، اميد نااميدان، يارىدهنده مظلومان، دلسوز مستضعفان و منتظر منتظران، با همه قلبمان، با ذره ذره وجودمان، دوستت داريم!
وب : heidary_reza_62@yahoo.com || ایمیل: heidary_reza_62@yahoo.com
ای آفتاب! كى مىشود بيايى و فاصله بين ما و خودت را كم كنى. نبودن و غيبت تو هزاران داستان نگفته، هزاران غنچه نشكفته و يك مصر يوسف متولد نشده در خود دارد. آيا به نظر شما اين تقصير ماست يا چشمان ما كه طاقت ديدن نور حق تو را ندارند؟ تو بدون اينكه حرفى بزنيم صداى دلتنگىهايمان را مىشنوى. آيا باز هم تقصير گوشهاى ماست كه صداى تو را نمىشنود يا باز هم مقصر زبان ماست كه هر چه با تو درد دل كند باز مىگويد كم است. اين انتظار شبيه جوانه گندمى است كه در دل خاك به مرور زمان رشد مىكند و مىبالد؛ اين عشق به تو است كه در دل ما رشد مىكند. دلمان مىخواهد قلبمان فرش زير پايتان شود و خودمان شاپركى شويم كه آمدنتان را به تمام مردم و شيعيان خبر دهيم. موعودا! آمدنت نويد ريشهكنى ظلم و ستم را به ما داد اما حال، زمانه پر از ظلم و ستم شده است. تو خود خوب مىبينى كه فرزندان گوسالهپرست سامرى در دژ فتنه خيبرشان جمع شدهاند و براى نابودى دوستداران دين نقشه مىكشند و از پشت خنجر مىزنند. امیرا! هيچ راهى براى ورود و نابودى دژ نداريم، جز اينكه تو پا در ركاب بگذارى و دستان يدالهىات را همچون دستان على(ع) خيبرشكن، بر حلقه در آن دژ افكنى و سران آن را به هلاكت رسانى. مولايم! زمين را دنياى شقاوت در برگرفته است. در هجوم نفسگير بيداد و ظلم، نفسهاى عدالت به شماره افتاده است. دنيا براى انسانها شكنجهگاهى شده است و براى هوسرانى كركسها و صدايى خوشايندتر از صداى ضجه معصومانه كودكان نيست كه پناهگاه امنى را مىجويند تا آوارگىشان را مأوا دهد. اى مولا! حال خوب نگاه كن اين دنيا چقدر بىمروت شده است؛ صداى مظلومينى كه تو را مىخوانند، با صداى مظلومان فلسطين و لبنان، صداى شيعيان عراق و پاكستان و صداى ... همه تو را مىطلبند كه بيايى و همچون على مرتضى(ع) سياهچالها را خالى از سكنه كنى و عدالت حق را به اجرا در آورى و چه زيبا روز ميلادت را روز جهانى مستضعفان قرار دادند چرا كه تنها تو هستى كه مىتوانى عدالت را براى مظلومان جهان هديه كنى. ای چشمه سار عطوفت ومهربانی ا! نمىدانم كه با كدام حنجره تو را صدا بزنم و درد دل كنم تا تو پاسخم گويى؟ نمىدانم چگونه مىتوانم فاصلهام را با تو كم كنم تا تو ندايم زنى و پاسخم بگويى. با من سخن بگو، به روشنى آب و با حنجرهاى پر از مهر. به راستى كه اگر كسى تو را به واقع دوست داشته باشد و خود را به رضاى تو نزديك كند، در خيابانهاى پر از تشويش قدم نمىزند؛ اگر كسى تو را از عمق دل صدا بزند بىاجابت نمىماند؛ اگر كسى درِ خانه تو را بزند، تويى كه امير همگانى، تهيدست برنمىگردد. در انتظاريم؛ انتظارى سبزتر از برگهاى تازهرسته بهارى، انتظارى كه دلهاى شيدا را تا شميم بهار و پرواز پر پروانهها با خود همراه كرد و يك سال غيبت دگر را پشت سر پژمرد. انتظارى كه درختان سالى دگر و بارى دگر به اميد ظهور او شكفتند و گلها عطر خويش را پراكندند. انتظار مردى موعود كه عاقبت روزى خواهد آمد و جانهاى خسته را در آدينهاى آينهگون جلا خواهد داد و تصوير عدل و ايمان را در تمام آينههاى جهان منعكس خواهد كرد. انتظارى كه با پايانش سايه مهر و دوستى بر سر همگان گسترده خواهد شد و همه ميهمان خوان انصاف او خواهند شد. تلفن:09157036626نام پدر :محمد استان :خراسان رضوی مشهد مقدس
وب : heidary_reza_62@yahoo.com || ایمیل: heidary_reza_62@yahoo.com